Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review

 گفتار زیر، بخشی از پژوهش گسترده خانم مریم محمدزاده (رشته مرمت آثار تاریخی) با عنوان "بررسی سير تحول نقش زنان در ايران و بين النهرين در عهد باستان" میباشد، که به همراه مجموعه ای از عکسهای ارزشمند، در اختیارم گذاردند.

  زن در هنر ايران  

گمان می رود بنای باورها و پندارهای دينی بخش اعظم ساکنين فلات ايران بر پرستش « مادر خدا » قرار داشته است. اين خدای مادر، احتمالا جفتی داشته که فرزندش هم به شمار می آمده. در بين آرياييان متقدم، نشانه ای از نظام « پدر سالار » وجود داشته و خدايان مذکر، حضوری انحصاری داشته اند اما به مرور زمان در ارکان اين انحصار، تزلزلی به وجود آمده که احتمالا به واسطه فرهنگ دينی بوميان اين سرزمين بوده است.

از متون الواح بين النهرين، چنين برمی آيد که در ميان اقوام گوتی که از کوه نشينان زاگرس بودند و بعدها بصورت خطر دائمی برای ايلام و سومر درآمدند، زنانی فرماندهی سپاه را بر عهده داشتند. هردوت نيز در کتاب خود از اقوام ماژوست ياد می کند که مخلوطی از بوميان فلات و تيره های آريايی بودند و نظام مادر سالاری داشتند. (١)

   ايلام :  

در اواخر هزاره سوم پ.م ، ايلامی ها ارگ آکروپل « محل مقدس شوش » را تجديد بنا کردند و در مرکز آن، مجسمه الهه بزرگ مادر را که با نام سومری « نينهورساگ » به معنی « بانوی کوهستان » خوانده می شد، قرار دادند.

خدایان مادینه، از سده 19 پیش از میلاد به بعد، نشانه های خود را روی آثار بدست آمده، بصورتهای زیر باقی گذاشتند: ظرفی که دو مجسمه الهه کوچک در کنار آن ساخته شده؛ زن-ماهی؛ تصویر همخوابگی یک زوج مقدس در بستر و ...

باورهای مذهبی در ايلام، انعکاسی از باورهای مذهبی در بين النهرين است. اما يک مشخصه ی بارز در آن به چشم می خورد و آن اينکه خدايان مادينه صاحب قدرت جادويی بوده و بر جهان زيرين هم فرمانروايی می کنند. اصولا سحر و جادو و ايهام در باورهای مذهبی ايلام بسيار برجسته است و اين حالت در بين النهرين بدين شکل وجود نداشته.

از عصر طلايی تمدن ايلامی « ۰۰۳۱ - ۰۰۱۱ پ.م » نقوش و تصاويری کشف شده که نشان دهنده اهميت و موقعيت زنان در اجتماع و ارزش « اصل مادينه ی هستی » در بنيان های تفکر ايلامی است. مانند مجسمه ای از ملکه « ناپير-آسو » که نقش مهمی در امور به عهده داشته. اين مجسمه او را با وقار و شکوهی بسيار، نشان می دهد. اين مجسمه ی برنزی از دو قسمت تشکيل شده است که پس از ساخته شدن، بر روی يک محور فلزی الصاق شده اند.

تصوير ديگری نيز ديده می شود با شکل هايی از دو پری - ماهی از جنث مؤنث که در ميان يک متن مشبک که مظهر آبهای آسمان و زمين است و اين آبها به شکل طناب هايی که از سه جفت ظرف، فوران می کند، ديده می شود.

در تصويری ديگر، يک زوج الهی مشاهده می شوند که خصوصيات اصلی خدای مادينه در آن، فرمانروايی بر آبهای زير زمينی است که با تصوير خزندگان مشخص شده است. بطور کلی، وجود تصاويری از خزندگان، بخصوص مار، در نقوش ايلامی جزء مشخصه های آن است و همانگونه که گذشت چون در تفکر ايلامی، خدايان مادينه بر جهان زيرين فرمانروايی دارند، لذا مار و ساير خزندگان گويای قدرت فائقه « اصل مادينه هستی » در انديشه مذهبی ايلامی است.

در تصوير مکشوف ديگری، شاه و دخترش نشان داده می شوند در حاليکه شاه، جواهری به دخترش هديه می کند. شاهزاده خانم کوچک در برابر زانوان پدر ايستاده و پدر هيچ يک از نشان ها و علائم سلطنتی را با خود ندارد.

Pinikir   بزرگ مادر اوليه ی ايلاميان بوده است. برخی را عقيده بر آن است که او با خدای مادينه ی ديگر ايلامی به نام « Kiririsha » يکی است، اما نمی توان به سادگی آندو را باهم يکی دانست. مثال های تاريخی از شخصيت مستقل« Kiririsha »  حکايت دارد. به عنوان مثال « اونتاش گال » که زيگورات «چغازنبيل» را در حوالی ۰۵۲۱ پ.م. برپا کرد، در آنجا برای « Pinikir »  معبدی ساخت و معبدی جداگانه برای « Kiririsha » برپا ساخت.

در کنار اين خدايان مادينه، به آرامی در جريان تحولات تاريخی، خدايان نرينه حضور يافتند. احتمالا اين تحول در هزاره ی دوم پ.م تحقق پذيرفته است. با اين حال، خدايان مادينه هرگز از جرگه ی خدايانی که در رأس پانتئون ايلامی قرار داشتند، بيرون نشدند. اين نکته نيز شايان ذکر است که هرگز در يک استان ايلامی، بيش از دو الهه ی مادر به رسميت شناخته نمی شد.

در ايلام باستان، الهه « ناروندی » مورد توجه خاص است. معبدی با پيکره ها و الواح، وقف او شده است. او نيز از حقوق مردمان دفاع می کند. بر يک تنديس سفيد از سنگ آهک از « ناروندی » به زبان و عبارت اکدی، اينچنين مورد توسل و دعا قرار گرفته: گوش فرا ده به نيايش من، حقوق مرا نگاهبان باش و حفظ کن. در اين تنديس، ناروندی با پای برهنه در تن پوشی چين دار، بر تختی نشسته است که دسته های آن با شش شير بالدار، تزئين شده و متأسفانه سر اين تنديس گم شده است.

گويا حدود سالهای ۰۵۲۲ پ.م در شوش، ناروندی را به عنوان الهه ی پيروزی می ستوده اند. همچنين مردمان عادی، چنانکه از نام زنان ايلامی پيداست، به اين خداوند مادينه علاقمند بوده اند. در نام زنانه «Narundi-ummi» به معنی « ناروندی برای من مادر است » به خوبی حالت مادرانه ای را که ناروندی در باور مردمان داشته، ديده می شود. بدين ترتيب، ناروندی پشتوانه ای است برای پيروزی و نگهبانی است برای حفظ حقوق پرستندگان و پرستاری از برای پيروانش.

__________________________________________

١- شهلا لاهيجی و مهرانگيز کار، شناخت و هويت زن ايرانی در گستره ی پيش تاريخ و تاريخی، تهران. روشنگران و مطالعات زنان. ۱۷۳۱. ص ۱۴۲

* ساير ارجاعات اين بخش نيز به کتاب فوق برمیگشت، که از آوردن آنها خودداری کردم.

 

Home

سايت شخصی ياغش

همخوابگی زوج مقدس

همخوابگی زوج مقدس

خدایان مادینه، از سده 19 پیش از میلاد به بعد، نشانه های خود را روی آثار بدست آمده، بصورتهای زیر باقی گذاشتند: تصویر همخوابگی یک زوج مقدس در بستر و ...